بازاریابی شبکهای: نگاهی به تجربیات نی نی سایتیها
بازاریابی شبکهای، موضوعی داغ و پربحث، همواره مورد توجه بوده است. در این پست، قصد داریم تجربیات کاربران نی نی سایت را در این زمینه مرور کنیم. نظرات و تجربیات جمعآوریشده، تصویری روشنتر از واقعیتهای این نوع بازاریابی ارائه میدهد.

این تجربیات، که از دل بحثهای مختلف نی نی سایت استخراج شدهاند، طیف وسیعی از نظرات مثبت و منفی را در بر میگیرند. از موفقیتهای چشمگیر تا سرخوردگیهای عمیق، همه و همه در این خلاصه گردآوری شدهاند.
- ✅برخی کاربران از درآمدزایی بالا و استقلال مالی از طریق بازاریابی شبکهای ابراز رضایت کردهاند.
- ✅عدهای دیگر، به دلیل عدم تحقق وعدههای داده شده و فشار برای خرید محصولات، ناراضی بودهاند.
- ✅بسیاری از کاربران، بر اهمیت انتخاب شرکت معتبر و محصول باکیفیت تاکید کردهاند.
- ✅برخی از فعالیت گسترده و نامتعارف برخی بازاریابان شبکهای و ایجاد مزاحمت برای دوستان و آشنایان گلایه داشتند.
- ✅تعدادی از کاربران معتقد بودند که بازاریابی شبکهای تنها برای افرادی با روابط عمومی قوی مناسب است.
- ✅برخی از پیچیدگیهای مربوط به قوانین و مقررات مالیاتی را مانعی برای فعالیت پایدار میدانستند.
- ✅عدهای دیگر از عدم شفافیت در سیستم پورسانتدهی و پاداشها انتقاد داشتند.
- ✅تعدادی از کاربران تجربه از دست دادن سرمایه اولیه به دلیل خرید بیش از حد محصول و عدم توانایی در فروش را داشتند.
- ✅برخی از کاربران به لزوم آموزشهای حرفهای و مستمر در این زمینه تاکید داشتند.
- ✅تعدادی از کاربران بر اهمیت مدیریت زمان و برنامهریزی دقیق برای موفقیت در بازاریابی شبکهای تاکید داشتند.
- ✅برخی از کاربران از وابستگی بیش از حد به بالاسریها و عدم استقلال در تصمیمگیریها انتقاد داشتند.
- ✅عدهای دیگر، از تبلیغات اغراقآمیز و غیرواقعی برخی از شرکتها و بازاریابان گلایه داشتند.
- ✅برخی از کاربران، معتقد بودند که بازاریابی شبکهای، فرصتی برای توسعه فردی و افزایش مهارتهای ارتباطی است.
- ✅تعدادی از کاربران بر اهمیت داشتن صبر و پشتکار برای رسیدن به موفقیت در این زمینه تاکید داشتند.
- ✅برخی از کاربران به مشکلات مربوط به حمل و نقل و انبارداری محصولات اشاره داشتند.
- ✅عدهای دیگر، از رقابت شدید بین بازاریابان و تلاش برای جذب مشتریان بیشتر گلایه داشتند.
- ✅برخی از کاربران معتقد بودند که بازاریابی شبکهای، تنها برای فروش محصولات گرانقیمت و غیرضروری طراحی شده است.
- ✅تعدادی از کاربران بر اهمیت داشتن دانش کافی در مورد محصول و بازار قبل از شروع فعالیت تاکید داشتند.
- ✅برخی از کاربران از عدم حمایت کافی از سوی شرکتها در زمینه بازاریابی و تبلیغات انتقاد داشتند.
- ✅تعدادی از کاربران بر اهمیت ایجاد شبکه ارتباطی قوی و تعامل با سایر بازاریابان تاکید داشتند.
بازاریابی شبکهای از نگاه نی نی سایتیها: 21 تجربه خواندنی
1. وعدههای دروغین و سودهای نجومی
خیلیها از وعدههای اغراقآمیز و سودهای کلانی که اول کار بهشون گفتن، گلایه داشتن. میگفتن اصلا اونطور که فکر میکردن نبود و درآمدی کسب نکردن. به نظر میرسید این وعدهها بیشتر برای جذب افراد بوده و پشتوانه واقعی نداشته. خیلی ها میگفتن گول ظاهر و تبلیغات رنگارنگش رو خوردن. بعضی ها اشاره میکردن که مجبور بودن برای رسیدن به سود، مدام دروغ بگن. درآمدی که کسب میکردن اصلا با زحمتی که میکشیدن همخونی نداشته. خیلی از لیدرهایی که باهاشون کار میکردن هم اطلاعات درستی بهشون نمیدادن و فقط به فکر پورسانت خودشون بودن.
2. فشار برای خرید محصولات
بیشتر نی نی سایتیها از اجبار برای خرید محصولات ناراضی بودن. میگفتن باید مقدار زیادی جنس میخریدن تا بتونن فعال بمونن. خیلی وقتها هم این محصولات رو نمیتونستن بفروشن و مجبور میشدن خودشون استفاده کنن یا به قیمت پایینتر بفروشن. بعضیها هم میگفتن کیفیت محصولات خوب نبوده و ارزش خرید نداشتن. این اجبار باعث میشد که کلی پولشون هدر بره و بدهکار بشن. خیلی ها میگفتن بعد از مدتی انبارشون پر از محصولاتی شده که کسی نمیخره. این فشار برای خرید و فروش باعث ایجاد استرس زیادی در اونها شده بود. حتی بعضی ها مجبور شده بودن برای خرید محصولات، از دیگران قرض کنن.
3. از دست دادن دوستان و آشنایان
خیلی از خانمها از اینکه رابطهشون با دوست و آشناها به خاطر بازاریابی شبکهای خراب شده، ناراحت بودن. میگفتن مدام بهشون پیشنهاد خرید محصول میدادن و این باعث میشد که بقیه ازشون دوری کنن. بعضیها هم میگفتن بعد از اینکه به دوستاشون محصول فروختن، دوستیشون به هم خورده چون محصول راضیکننده نبوده. این موضوع باعث شده بود که احساس تنهایی کنن. خیلی ها میگفتن دیگه نمیتونن راحت با دوستاشون صحبت کنن چون همش حس میکنن دارن تبلیغ میکنن. این تجربه خیلی تلخ و ناراحت کننده بوده. خیلی ها میگفتن بخاطر اصرار زیاد برای فروش، انگار گدایی میکردن.
4. جلسات طولانی و وقتگیر
خیلی از نی نی سایتیها از جلسات طولانی و وقتگیری که باید شرکت میکردن، شکایت داشتن. میگفتن این جلسات بیشتر جنبه انگیزشی داشتن و اطلاعات مفیدی بهشون نمیدادن. بعضیها هم میگفتن مجبور بودن برای شرکت در این جلسات، بچههاشون رو به غریبهها بسپرن. این جلسات باعث میشد که وقت زیادی رو از خانواده و کارهای دیگه از دست بدن. خیلی وقت ها آخر شب خسته و کوفته برمیگشتن خونه و دیگه انرژی برای انجام کارهای دیگه نداشتن. بعضی ها میگفتن هزینه رفت و آمد به این جلسات هم خیلی زیاد بوده. به نظرشون این جلسات بیشتر شبیه شستشوی مغزی بوده تا آموزش واقعی.
5. وعدههای پوچ انگیزشی
انگیزشی که در جلسات بهشون داده میشد، بیشتر شبیه به یک توهم بود. بعد از مدتی متوجه میشدن که این انگیزه ها واقعی نیستن و هیچ کمکی بهشون نمیکنه. فقط یک سری حرفای تکراری و شعارگونه بود که هیچ پایه و اساسی نداشت. این وعده ها باعث میشد که بیشتر ناامید بشن. احساس میکردن که دارن وقتشون رو تلف میکنن. به جای انگیزه، بیشتر احساس سردرگمی و بلاتکلیفی میکردن. این وعده های پوچ، فقط باعث ایجاد توقعات غیر واقعی میشد.
6. کمبود آموزشهای حرفهای
آموزشهایی که در این شرکتها ارائه میشد، کافی و حرفهای نبود. بیشتر آموزشها حول محور انگیزهدادن و جذب افراد جدید بود تا فروش حرفهای. مهارتهای لازم برای بازاریابی و فروش به طور صحیح بهشون آموزش داده نمیشد. به همین دلیل، خیلیها نمیتونستن موفق بشن. خیلی ها میگفتن بیشتر آموزش ها، کپی برداری از حرف های دیگران بود. هیچ نوآوری و خلاقیتی در آموزش ها دیده نمیشد. این کمبود آموزش، باعث میشد که احساس ناتوانی کنن.
7. رقابت ناسالم بین اعضا
رقابت بین اعضای یک گروه، به جای اینکه سالم و سازنده باشه، بیشتر مخرب بود. بعضیها برای اینکه خودشون رو بالا بکشن، سعی میکردن بقیه رو تخریب کنن. این رقابت ناسالم، محیط کار رو خیلی استرسزا و ناخوشایند میکرد. حسادت و بدبینی بین افراد زیاد بود. کسی به فکر کمک کردن به دیگری نبود. همه فقط به فکر منافع شخصی خودشون بودن. این رقابت ناسالم باعث از بین رفتن صمیمیت و دوستی بین افراد میشد.
8. نیاز به سرمایه اولیه بالا
برای شروع کار در بازاریابی شبکهای، نیاز به یک سرمایه اولیه بالا بود. این سرمایه برای خرید محصولات و شرکت در دورهها و جلسات آموزشی صرف میشد. خیلی از افراد، این سرمایه رو نداشتن و مجبور میشدن قرض کنن. اگر هم موفق نمیشدن، بدهی زیادی روی دستشون میموند. این موضوع باعث میشد که خیلی از افراد از ورود به این کار منصرف بشن. بعضی ها مجبور بودن برای تامین این سرمایه، طلاهاشون رو بفروشن. این سرمایه گذاری اولیه، ریسک خیلی بالایی داشت.
9. تمرکز روی جذب زیرمجموعه به جای فروش محصول
بیشتر تمرکز در بازاریابی شبکهای، روی جذب زیرمجموعه بود تا فروش محصول. به افراد آموزش داده میشد که چطور دیگران رو جذب کنن تا زیرمجموعهشون بشن. این موضوع باعث میشد که کیفیت محصولات پایین بیاد و هدف اصلی که فروش محصول بود، فراموش بشه. فروش محصولات به حاشیه رانده شده بود. همه فقط به فکر پیدا کردن افراد جدید برای زیرمجموعه گیری بودن. این روش، بیشتر شبیه به یک هرم سرمایه گذاری بود تا بازاریابی واقعی. جذب زیرمجموعه، مهمتر از رضایت مشتری بود.
10. عدم شفافیت در قوانین و مقررات
قوانین و مقررات بازاریابی شبکهای برای خیلی از افراد شفاف نبود. خیلی ها میگفتن قراردادها پیچیده و مبهم بودن. هیچ مرجعی برای شکایت وجود نداشت. این عدم شفافیت، باعث ایجاد بی اعتمادی میشد. خیلی از افراد، قربانی این قوانین مبهم میشدن.
11. تاثیر منفی بر روحیه و اعتماد به نفس
تجربه ناموفق در بازاریابی شبکهای، تاثیر منفی بر روحیه و اعتماد به نفس افراد داشت. احساس میکردن که فریب خوردن و نتونستن به هدفشون برسن. این موضوع باعث میشد که نسبت به سایر فرصتهای شغلی هم بدبین بشن. خیلی ها دچار افسردگی شده بودن. احساس میکردن که وقت و پولشون رو هدر دادن. این تجربه باعث شده بود که نسبت به خودشون و توانایی هاشون شک کنن. اعتماد به نفسشون به شدت پایین اومده بود.
12. تضاد با ارزشهای اخلاقی
بعضی از افراد احساس میکردن که بازاریابی شبکهای با ارزشهای اخلاقیشون در تضاده. برای مثال، مجبور بودن برای فروش محصولات، اغراق کنن یا اطلاعات نادرست ارائه بدن. این موضوع باعث میشد که احساس گناه کنن و از کارشون راضی نباشن. خیلی ها میگفتن مجبور بودن دروغ بگن تا محصولات رو بفروشن. این تضاد با ارزش های اخلاقی، باعث ایجاد ناراحتی درونی میشد. احساس میکردن که دارن از اعتماد دیگران سوء استفاده میکنن. این موضوع باعث میشد که از خودشون متنفر بشن.
13. عدم حمایت کافی از طرف شرکت
شرکتهای بازاریابی شبکهای، حمایت کافی از اعضاشون نمیکردن. در صورت بروز مشکل یا سوال، کسی پاسخگو نبود. منابع و ابزارهای لازم برای بازاریابی و فروش در اختیار اعضا قرار داده نمیشد. اعضا احساس میکردن که رها شدن و کسی به فکرشون نیست. حمایت فقط در حد حرف و شعار بود. هیچ راهنمایی و مشاوره ای بهشون داده نمیشد. این عدم حمایت، باعث میشد که انگیزه شون رو از دست بدن.
14. ریسک بالای از دست دادن سرمایه
احتمال از دست دادن سرمایه در بازاریابی شبکهای خیلی بالا بود. اگر فرد موفق نمیشد زیرمجموعه جذب کنه یا محصولات رو بفروشه، تمام سرمایهاش رو از دست میداد. این ریسک بالا، باعث میشد که خیلی از افراد از ورود به این کار بترسن. خیلی ها تمام پس اندازشون رو از دست دادن. این ریسک بالا، ارزشش رو نداشت. خیلی ها به خاطر این کار، بدهکار شدن. این تجربه، یک کابوس واقعی بود.
15. اجبار به تبلیغات گسترده در شبکههای اجتماعی
باید به صورت مداوم در شبکههای اجتماعی تبلیغ میکردن. این تبلیغات زیاد، باعث میشد که فالوورهاشون رو از دست بدن و بقیه ازشون دوری کنن. خیلی ها احساس میکردن که دارن مزاحم بقیه میشن. تبلیغات زیاد، باعث ایجاد حس منفی در بین مردم میشد. این کار، بیشتر شبیه به اسپم کردن بود. خیلی ها بلاکشون میکردن. این تبلیغات مداوم، خیلی آزاردهنده بود.
16. عدم تناسب درآمد با میزان تلاش
درآمدی که از بازاریابی شبکهای کسب میکردن، با میزان تلاش و وقتی که صرف میکردن، تناسبی نداشت. این موضوع باعث میشد که احساس ناامیدی کنن و از کارشون خسته بشن. خیلی ها میگفتن کارگری براشون بهتر بود. این همه زحمت، ارزش این مقدار پول رو نداشت. احساس میکردن که دارن بیگاری میکنن. این عدم تناسب، خیلی دلسرد کننده بود.
17. بهرهگیری از تکنیکهای روانشناسی برای فروش
در بازاریابی شبکهای، از تکنیکهای روانشناسی برای ترغیب افراد به خرید استفاده میشد. این تکنیکها، گاهی اوقات غیر اخلاقی و سوء استفادهگرانه بودن. افراد احساس میکردن که دارن موردmanipulation قرار میگیرن. خیلی ها میگفتن از این روش ها خوششون نمیاد. احساس میکردن که دارن فریب داده میشن. این تکنیک ها، خیلی ناخوشایند بودن. احساس میکردن که دارن از احساسات دیگران سوء استفاده میکنن.
18. مشکلات حقوقی و قانونی
بعضی از شرکتهای بازاریابی شبکهای، فعالیت غیرقانونی داشتن. این موضوع باعث میشد که افراد در صورت بروز مشکل، نتونن از طریق قانونی پیگیری کنن. خیلی ها قربانی این شرکت های غیرقانونی شده بودن. مشکلات حقوقی، خیلی پیچیده و زمانبر بودن. پیدا کردن وکیل، خیلی سخت بود. خیلی ها نمیدونستن از کجا باید شکایت کنن. این مشکلات قانونی، باعث ایجاد استرس زیادی میشد.
19. تاثیر منفی بر روابط خانوادگی
بازاریابی شبکهای، تاثیر منفی بر روابط خانوادگی بعضی از افراد داشت. ساعات زیادی رو دور از خانواده میگذروندن و به کارشون اختصاص میدادن. این موضوع باعث میشد که از همسر و فرزندانشون دور بشن و روابطشون سرد بشه. خیلی ها از همسرشون جدا شده بودن. این کار، ارزش از دست دادن خانواده رو نداشت. خیلی ها پشیمون بودن که وقتشون رو برای این کار تلف کردن. این تاثیر منفی، خیلی دردناک بود.
20. عدم امکان پیشرفت واقعی
پیشرفت واقعی در بازاریابی شبکهای، برای خیلی از افراد امکانپذیر نبود. فقط تعداد محدودی از افراد میتونستن به ردههای بالای مدیریتی برسن و درآمد قابل توجهی کسب کنن. بقیه افراد، در سطح پایین باقی میموندن و درآمد ناچیزی کسب میکردن. خیلی ها احساس میکردن که دارن درجا میزنن. هیچ فرصتی برای پیشرفت وجود نداشت. این عدم امکان پیشرفت، خیلی دلسرد کننده بود. خیلی ها احساس میکردن که دارن گول میخورن.
21. پشیمانی از ورود به این عرصه
احساس میکردن که وقت و پولشون رو هدر دادن و چیزی به دست نیاوردن. تجربه تلخی از بازاریابی شبکهای داشتن و به هیچ کس توصیه نمیکردن که وارد این کار بشه. خیلی ها میگفتن کاش هیچوقت وارد این کار نشده بودن. این تجربه، یک درس بزرگ بود. خیلی ها تصمیم گرفتن که دیگه هیچوقت گول این وعده ها رو نخورن. این پشیمانی، خیلی عمیق بود.







7 دیدگاه ها